محمد مهدى ملايرى
220
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نوشته و جوابى كه خسرو داده است سخن رفته و ابن قتيبه حكايتى را كه در آن ذكرى از اين نامهها رفته پس از نقل مطلبى از خداينامه آورده و گويد آن را در كتابهاى ايرانيان خواندم و از اينجا معلوم مىشود كه كتابى كه اين حكايت را از روى آن نوشته كتاب ديگرى غير از خداينامه بوده و شايد كتابى بوده شامل حكايت اين لشكركشى و نامههايى كه دربارهء وقايع آن رد و بدل شده است . در حال حاضر دربارهء اين كتابى كه ابن نديم ذكر كرده و ما به نشانهء ( ج ) مشخص ساختيم غير از همين حدس آقاى اينوسترانزف فرض ديگرى نداريم . ه - يكى ديگر از كتابهائى كه در ادبيات پهلوى وجود داشته و آن را هم نسبتى با خسرو انوشروان بوده كتابى است كه نام و نشان آن را در كشف الظنون حاج خليفه مىيابيم . اين كتاب شامل پرسشهائى بوده از انوشروان و پاسخهائى از بزرگمهر كه در سدهء سوم هجرى به فرمان نوح بن منصور پادشاه سامانى ابن سينا آن را از زبان پهلوى به فارسى ترجمه كرده بوده و به نام « ظفرنامه » خوانده شده است . كتابى به همين نام مشتمل بر پند و اندرزهائى از بزرگمهر وجود دارد كه شفر Cd . Schefer در جلد اول از كتاب Chrestomatie Persane ( قطعات برگزيدهء فارسى ) به چاپ رسانده ، و به گمان وى اين همان كتابى است كه حاجى خليفه ذكر كرده . استاد كريستن سن در صحت اين گمان ترديد دارد ، زيرا اين كتابى كه چاپ شده ترجمهء مستقيم از اصل پندنامه بوذرجمهر نيست ، بلكه يك اقتباس خيلى دور از آن اصل است . فردوسى نيز قسمتى از « پندنامه » بوذرجمهر را در شاهنامه نقل كرده ، و با اينكه به زبان شعر است و در آن تغييراتى روى داده باز نزديكتر از اين كتاب به اصل پهلوى است . در اينكه آيا مأخذ فردوسى ترجمهء عربى « پندنامگ » يا ترجمهء فارسى آن بوده بهطور قطع اظهارنظرى نمىتوان كرد ، ليكن از اينكه او بسيارى از كلمات پهلوى را به هيأت فارسى آنها بيان مىكند احتمال دادهاند كه ترجمهء فارسى آن مورد استفادهء وى بوده . آنچه در فردوسى آمده با آنچه حاج خليفه ذكر كرده مطابق است ، زيرا در هر دو مورد انوشروان پرسش كننده و بزرگمهر پاسخ دهنده